تبلیغات
Exo_Lover

cell7 ٍEP2

دوشنبه 20 مهر 1394 05:21 ب.ظ

به قلمــ:: kiana .
ارسال شده در: cell7 ،
دوستان ابتدا پارت اولو بخونید این پارت دومه!
24150772126341333885.jpg (1600×1600)

(ایناز)

47732354440838832972.jpg (424×570)

*ایناز*

سر اولین کلاس دیر رسیدیم .........اقای جی جانگ!(ازخودم اسم در اوردم^^) بد اخلاق ترین و سخت گیر ترین استاد!

-به به خانوم ها یکم دیر تشریف نیوردن!

ایناز:ب ببخشید استاد!

کیانا: تقصیر من بود!خواب موندم!

-لطفا وقت کلاسو نگیرین! اسم و فامیل و معدل سال پیش و ملیتتونو بگین برین بشینین سر جاهاتون!

-کیانا عسگری معدل 18

-ایناز حیدرنژاد معدل 99/19 یصدم میخواستم بهم ندادنننننن

-ملیتتون؟(استاد با ترس!از دادی که ایناز کشید خوف کرد!خخخخ)

هر دو با هم :ایرانی^^

-برید بشینید

-ایناز جدی جدی 99/19 شدی؟؟؟ای ولا!

*کیانا*

بد از اینکه نشستیم شروع کرد به درس دادن.جزوه مو برداشتم و شروع کردم به نوشتن!

استاد:کسی هست که متوجه نشده باشه؟بگه تا دوباره براش توضیح بدم!

منم درست نفهمیده بودم میشه گفت بیشتر خواب بودم تابیدار!

-استاد اجازه من متوجه نشدم!

نیشخندی زد و گفت: میخواستی گوش کنی!

کل کلاس زدن زیر خنده!حتی اینازم داش میخندید! چشم خوره ای به ایناز رفتم و دیگه نخندید گفتم:بیشعور اشغال نفهم!

استاد:چی گفتی؟؟؟

خیلی خشک و سرد پوزخندی زدم و گفتم:میخواستی گوش کنی!

ایدفعه کلاس از خنده ترکید!

خیلی عصبانی شده بود........

-از کلاس من برو بیرون!!!!

خیلی جدی بدون بحث وسایلمو بر داشتم و به ایناز گفتم: بیرون کلاس منتظرتم^^.و رفتم بیرون!

از کلاس بیرونم کرد! ولی از کارم پشیمون نشدم! ارزششو داشت!!

صبر کردم تا کلاس تموم بشه وو ایناز بیاد.یکی از پسرای کلاس که اسمشم چانهیول بود اومد منو که دید با مشت زد به شونم و گف

-ای او کارت خیلی باحال بود!حسابی حالشو گرفتی تو این دوسال خیلی به بچه ها کرم میریخت همه حال کردن

دوباره با مشت اروم به شونم کوبید. خندیدم وگفتم

-قابلی نداش

-چانهیول بچه ها چانی صدام میکنن!

دستشو سمتم دراز کرد دستشو گرفتم و گفتم

-کیانا بچه ها هم همون کیانا صدام میکنن:/

-کککک تا بعد

بعدم رفت  همون طوری که داشتم رفتنشو تماشا میکردم یکی دستشو از پشت رو شونم گذاشت

-ببخشید......

برگشتم و نگاش کردم....... لوهان!

-ب.بله؟

-امممممم میخواستم اگه میشه باهاتون  صحبت کنم

-ب.بله

داش بامن حرف میزد اما من یکمشم گوش ندادم!محو چهره خوشگلش شده بودم!

داشتم میمردم این بشر چقد جذاب بود! چشمای خوشگل اهویی! بینی کوچولو و جمع وجور! لباشم گه دیگ نگوووووو البالویی بود!نامرد! شانس اوردم ایناز رسید مگر نه همون جا قورتش میدادم!+___+

ایناز که اومد سرش پایین بود اول اصلا لوهانو ندید گف

-وای کیانا خوب حال این....

سرشو اورد بالا

-اخ اخ ببخشید

من: نه اشکالی نداره

من باید برم

بعدم ی نگاه شیطنت امیزی به من انداخت

-نه جان من نرو!"__"

رفت....

بعد از رفتنش لوهان ادامه داد

-خب نظرتون چیه

-هان؟

-همینی که الان گفتم!

همین جوری که قیافم شبیه علامت سوال شده بود گفتم

-هان؟

- ی ساعته دارم حرف میزنم اصلا گوش دادی:/

-هاان؟

همون جوری که داشتم نیگاش میکردم از پشت سرش چشمم افتاد به چانی که داشت نگامون میکرد یجوی بود انگار زیر نظر گرفته بودتمون.باصدای لوهان به خودم اومدم

-الو الووووووو کجایییی؟؟

-هان؟

-میگم چیزی بجز هان بلدی؟

-هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لبخند کجی زد و گفت :ولش کن! خدافظ

بعدم رفت

-هان!

ایناز اومد پیشم گفت

-چیشد؟ چیگفت چیکار کردید؟

-هان؟؟

هان!هان دیگه چیه؟میگم چیشد!

-زبونم بند اومد:/

-وا برا چی!

-چقد خوشگلههههع!

-من که گفتم.

-ارههه .......چه لبایی هم داش فک کنم البالویی بود... دوس داشتم قورتش بدم که تو رسیدی!

-کیانااااااا جمع کن خودتوووو نه به اون موقعی که گفتی از این پسره خوشت نمیاد نه به الان که میخواستی قورتش بدی:/

-منحرفم خودتی!

-بیا بریم بابا!

-باشهه

رفتیم سر یکی دوتا از کلاسای دیگه ودانشگاه تموم شد!

-خب دیه بریم ایناز باید برا شامم خرید کنیم

همین جوری که داشتم با ایناز حرف میزدم که صدایی متوقفمون کرد

-کیانا....

برگشتم سمت صدا چانی بود

-اخ سلام میشه دو دیقه با هم حرف بزنیم

ایناز:من برم کیانا دیرم شده تو هم کارت تموم شد بیا

-باشه.. برگشتم به سمت چانی....بله؟

شروع کرد به راه رفتن

-ببینم تو جزوه های امروزو داری؟

-خودت که دیدی از کلاس بیرونم کرد!

-نه اون کلاس که نه کلاس اقای جی جین هی(اسم ی بازیگره! زشتم هس)

-اره دارم.....چطور؟
-سر کلاس خواب بودم هیچی ننوشتم!:/

همین جوری که داشتیم راه میرفتیم

-گفتم ارههه

وشروع کردم به دنبال جزوه هام گشتن

-خب رسیدیم

گفتم:کجا؟.....بیا اینم جزوه ها

-دیگه لازمشون ندارم

-وا چرا؟؟

اروم اومد جلو

-چ.چ.چانهیول...

با لبخند کجی که رو لبش بود ترسناک شده بود!

-داری چیکار میکنی ؟

-هیچی فقط اروم باش کاریت ندارم قول میدم درد نداشته باشه

ی دستمال گرفت جلو دهنم و دیگه هیچی نفهمیدم.......

 نظرررر نظررررر

بچه ها قسمت بعد رمزیههههههههه

اگه رمز میخواین شماره بزارین بهتون رمزو میدممممممممم

من برممم درس وقت لالا کردن ندارم><




دیدگاه ها : نظراتونننن^^
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 مهر 1394 06:18 ب.ظ