تبلیغات
Exo_Lover

فیکـ I Want You ( قسمتـ 3 از فصل اول )

شنبه 7 آذر 1394 05:39 ب.ظ

به قلمــ:: ★ Gαℓαχу Gιяℓ ★ .
ارسال شده در: I want you ،

سلـآم

من اومدم با قسمت سوم

راستی چرا نظرا اینقده کمه؟!

اگه همینجوری پیش بره به احتمال زیاد فیک رو دیگه نمیزارم

حالا خوددانید

برید ادامه واسه خوندن قسمت سوم...

بکهیون  سرشو به نشانه بله تکون داد و رفت رو مبل نشست و شروع کرد به تماشای تلوزیون.

کای هم که دید بکی سرش گرمه و کیونگسو هم داره ظرف میشوره و حواس به دور و بش نیست رفت پشت کیونگسو ایستاد دستاش رو دو کمر کیونگسو حلقه کرد.

کیونگسو هم دید کای دستاش رو دور کمر اون حلقه کرد برگشت و ب صورت کای نگاه کرد.

کیونگسو فهمید کای میخواد چیکار بکنه و به اون گفت:ک...ک..کایااااااا الاااان نههههه بکی میفهمهههه به عاقبتش فکر کردییییییی؟؟؟؟؟

 

کای: اَه کیونگسو بکی میخواد چجوری بفهمه؟اونکه حواسش نیست و سرش به تلویزیون گرمه! کیونگسوووووووو فقط ی گاززززز کوچولووووووووووو.

کیونگسو: اما....اما...

کای:اما نداره..بزار کارمو بکنم...

کای سرشو برد پیش گردن کیونگسو...و شروع کرد به گاز گرفتنش.که یکهو ی صدایی از بیرون آشپزخونه اومد.

-کایااااااااااا دارییییییی چیکااااااااااار میکینیییییییییییییی؟؟؟؟

بعله..این صدای بکهیون بود...بکهیون تمام این مدت داشته کای و کیونگسو رو دید میزده.. K

کای سرشو آورد بالا و دستش رو از دور کمر کیونگسو برداشت و به پشت سرش نگاه کرد...کیونگسو هم برگشت و پشت سرش رو نگاه کرد...

کای و کیونگسو هر دو سرجاشون خشکشون زده بود.بکهیون بیرون آشپزخونه ی گوشه نشسته بود و داشت اونارونگاه میکرد...و تمام این مدت کای فکر میکرده بکهیون داشته تلویزیون تماشا میکرده...اما..

--------------------------------------------------------------

خوب دیگه اینم قست سوم

اگه اشتباه تایپی داشت بهم بگید...

با تشکر

خدافس




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 آذر 1394 03:09 ب.ظ